معرفی کتاب قرآن و فیزیک
نویسنده : نوالله رباتی
انتشارات : کردگار
شابک : 3 - 85 - 7376 - 964 - 978
تعداد صفحات : 90

در این کتاب موضوعات زیر از دیدگاه دانشمندان و منظر قرآن کریم مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است:

خیلی سخت است٬ باید از خیلی چیزها و حتی فکرشان گذشت
الهی! عنایتی فرما بر این بنده حقیر

در آیه 57 سوره مبارکه غافر خداوند بزرگ درباره عظمت آفرینش آسمانها و زمین می فرماید :
« السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ . »
قطعا آفرينش آسمانها و زمين بزرگتر [و شكوهمندتر] از آفرينش مردم است ولى بيشتر مردم نمىدانند .
برای اطلاعات بیشتر : » تفسیر آیه 57 سوره مبارکه غافر
خداوند بزرگ در آيه 40 سوره مباركه يس میفرماید :
« لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ . »
نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد، و نه شب پيش گيرنده بر روز است، و هر كدام در مدارى شناورند.
آسمان شناسان پیشین معتقد بودند که فلک جسم مدور بزرگ و شفافی است که ستارگان در آن میخ کوب شده است ولی قرآن عقیده آنان را تکذیب می کند و مطابق آنچه امروزه روشن شده است می گوید فلک یعنی مدار ، افلاک یعنی مدار ستارگان و هر ستاره ای برای خود مدار مستقلی است این مطلب ازبعضی آیات قرآن به وضوح بر می آید .
از نگاه من شیطان یکی از الطاف خداوند نسبت به بنده میباشد، یعنی در نبود شیطان شاید دیگر کسی نبود که ما رو سر دوراهی های شناخت و عدم شناخت خداوند(دو راهی های درست و نادرست) قرار دهد و شاید نبود او یعنی درک درست ما از نظام هستی(خداوند)، پس شیطان وسیله ای شد برای شناخت و نزدیکی به خداوند.
از انجا که هر وسیله ای قوانینی برای استفاده درست دارد باید این قوانین رو برای شیطان کشف کرد و شیطان رو شناخت. من در مورد شناخت شیطان به اینجا رسیدم که اگر وجود شیطان رو به عنوان یک یادآوری کننده بپذیریم تمام مشکلات و دشمنی های ما با شیطان حل میشود، یعنی وقتی حضور شیطان رو احساس کردیم به یاد خداوند بیفتیم و مشغول عبادت و... بشویم و حضور او را برای نزدیکی به خدا غنیمت شماریم. با این کار همه چیز بر عکس میشود و این شیطان است که شجاعت نزدیکی به شما رو ندارد و شما هم (چون با حضور شیطان به لاک خدایی فرو میروید) از لحظه هایی میترسید که شیطان نیست پس در پی او به راه میافتید در حالی که او از شما گریزان است.
اگر این راهکار رو پزیرفتید مواظب لحضه هایی که شیطان در کنارتون نیست باشید.
(این نوشته فقط نتیجه تفکر یک انسان است و هیچ مرجع دینی ندارد، شما مختارید بپذیرید یا نپذیرید)
« بَدِیعُ السّمواتِ وَ الاَرض... » (سوره انعام آیه 101)
اوست پدیدآورنده آسمانها و زمین ...
مطلب بالا با اطلاعات علمی نوین کاملا هماهنگی دارد ، آخرین اطلاعات و کشفیات بدست آمده در زمینه فیزیک و نجوم تأیید کننده این مطلب می باشد که جهان با تمام بزرگی و قدمت فراوان از یک انفجار بزرگ به وجود آمده اند (تئوری بیگ بَنگ big bang)
تئوری بیگ بَنگ بیان می کند که جهان از انفجار بزرگ و عظیم یک نقطه تقریبا در 15 میلیارد سال پیش به وجود آمده است. تئوری بیگ بَنگ امروزه به عنوان تنها جواب علمی پیدایش جهان در تمامی محافل علمی به کار می رود. تا قبل از انفجار بزرگ امکان وجود هیچ چیز نبوده که بتوان آن را ماده نامید وماده ، انرژی و زمان وجود نداشته اند که بتوان به وسیله فیزیک و متافیزک تجزیه و تحلیل کرد،این در فیزیک به عنوان هیچ چیز نامیده میشود، در این چنین فضایی به ناگاه ماده انرژی و زمان به وجود می آید؛ این مطلب علمی که به تازگی علم بشر به آن دست پیدا کرده است 1400 سال پیش در قرآن کریم بیان شده است ...
برای اطلاعات بیشتر : » تفسیر سوره انعام آیه 101
« وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ .» (سوره الذّاریات آیه 47)
و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم، و بىگمان، ما [آسمان] گستريم.
کلمه آسمان در بیشتر قسمتهای قرآن کریم به عنوان کهکشان هم مورد استفاده قرار می گیرد. در این آیه بیان می شود که کهکشانها و جهان همواره در حال بزرگ شدن و وسعت پیدا کردن می باشد، این مطلب هم در اوایل قرن20 به اثبات رسید.
این تئوری و ایده که جهان دارای ابتدا بوده و بدون هیچ وقفه ای در حال بزرگ شدن می باشد در اوایل قرن 20 توسط دانشمند و فیزک دان روسی اَلِکساندر فِریدمَن و محقق بلژیکی گیورگ الِمِتر به صورت یک نظریه بیان شد و در سال 1929 با تحقیقات ستاره شناس آمریکایی اِدوین هابل به صورت رسمی به ثبت رسید. این ستاره شناس با مشاهده مستمر کهکشانها توسط تلسکوپ بسیار قوی، به این مطلب پی برد که ستاره ها و کهکشانها همواره از هم دور و از یکدیگر فاصله می گیرند، اگر در نظر بگیرم که کهکشانها از یکدیگر به طور دائم در حال فاصله گرفتن می باشند پس جهان که از همین کهکشانها تشکیل شده مرتب در حال بزرگ شدن می باشد.
برای اطلاعات بیشتر : تفسیر سوره الذّاریات آیه 47
« ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ »
سپس آهنگ [آفرينش] آسمان كرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمين فرمود خواه يا ناخواه بياييد آن دو گفتند فرمانپذير آمديم .
کاشف این محاسبه : دکتر منصور حسب النبی فیزیکدان مصری
در یک فایل پاور پوینت (pps.)میتونین همراه با تصویر این محاسبات رو مشاهده کنین و خودتون هم محاسبه کنین و به اعجاز قرآن پی ببرین.
دریافت فایل pps
در این مورد بیشتر بدانید >>
http://www.miracleofquran.net/Ejaz/ViewEjaz.aspx?EjazID=37
http://www.55a.net/firas/farisi/?page=show_det&id=546&select_page=23
اگر هدفتان بندگی خدا باشد برای رسیدن به این مقام سختی ها و بلاهایی که به شما می رسد را به حساب خدا می گذارید و تحمل می کنید و از کنترل خارج نمی شوید.کسی که از خواب غفلت بیدار شده و در خلقت آسمان ها و زمین فکر کرده و هدفش را پیدا کرده هر چه سختی و بلا در راه تربیت روحی ببیند تحمل می کند .لذا باید کوشش کنیم ظرفیت روحی خودمان را بر اساس انتخاب صحیح و بیداری و توجه به هدف صحیح از زندگی بالا ببریم تا تحمل خیلی چیزها را داشته باشیم و چیزی ما را تحت تاثیر قرار ندهد.
« وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُک . » (سوره الذاریات آیه 7)
و سوگند به آسمان که آراسته به ستارگان است .
در جهان تقریباً حدود 200میلیارد کهکشان وجود دارد که هر کدام از این کهکشان ها به طور متوسط دارای 200 میلیارد ستاره می باشند که بیشتر آنها دارای سیاره می باشند که همانند منظومه شمسی به دور ستاره مرکزی در گردش می باشند.
در تفسیر نمونه نوشته : http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=18395&AyeID=1710
از امام على بن موسى الرضا (عليهماالسلام ) در حديث حسين بن خالد آمده است ، او مى گويد از امام ابى الحسن الرضا (عليهالسلام ) پرسيدم ، اينكه خداوند فرموده و السماء ذات الحبك (سوگند به آسمان كه داراى راههاست ) يعنى چه ، فرمود: اين آسمان راههائى به سوى زمين دارد... حسين بن خالد مى گويد عرض كردم چگونه مى تواند راه ارتباطى با زمين داشته باشد در حالى كه خداوند مى فرمايد آسمانها بيستون است ، امام فرمود: سبحان الله ، اليس الله يقول بغير عمد ترونها؟ قلت بلى ، فقال ثم عمد و لكن لا ترونها: عجيب است ، آيا خداوند نمى فرمايد بدون ستونى كه قابل مشاهده باشد؟ من عرض كردم آرى ، فرمود: پس ستونهائى هست و ليكن شما آنرا نمى بينيد. اين آيه با توجه به حديثى كه در تفسير آن وارد شده است ، پرده از روى يك حقيقت علمى برداشته كه در زمان نزول آيات ، بر كسى آشكار نبود، چرا كه در آن زمان هيئت بطلميوس با قدرت هر چه تمامتر، بر محافل علمى جهان و بر افكار مردم حكومت مى كرد، و طبق آن آسمانها به صورت كراتى تو در تو همانند طبقات پياز روى هم قرار داشتند و طبعا هيچكدام معلق و بيستون نبود، بلكه هر كدام بر ديگرى تكيه داشت ، ولى حدود هزار سال بعد از نزول اين آيات ، علم و دانش بشر به اينجا رسيد كه افلاك پوست پيازى ، به كلى موهوم است و آنچه واقعيت دارد، اين است كه كرات آسمان هر كدام در مدار و جايگاه خود، معلق و ثابتند، بى آنكه تكيه گاهى داشته باشند، و تنها چيزى كه آنها را در جاى خود ثابت ميدارد، تعادل قوه جاذبه و دافعه است كه يكى ارتباط با جرم اين كرات دارد و ديگرى مربوط به حركت آنهاست . اين تعادل جاذبه و دافعه به صورت يك ستون نامرئى ، كرات آسمان را در جاى خود نگه داشته است . حديثى كه از امير مؤ منان على (عليهالسلام ) در اين زمينه نقل شده بسيار جالب است ، طبق اين حديث امام فرمود: هذه النجوم التى فى السماء مدائن مثل المدائن الذى فى الارض مربوطة كل مدينة الى عمود من نور. : ((اين ستارگانى كه در آسمانند، شهرهائى هستند همچون شهرهاى روى زمين كه هر شهرى با شهر ديگر (هر ستاره اى با ستاره ديگر) با ستونى از نور مربوط است )). آيا تعبيرى روشن تر و رساتر از ستون نامرئى يا ستونى از نور در افق ادبيات آن روز براى ذكر امواج جاذبه و تعادل آن با نيروى دافعه پيدا مى شد؟
در تفسیر المیزان نوشته :
http://www.andisheqom.com/Files/quranshenasi.php?idVeiw=27959&level=4&subid=27959
كلمه حبك به معناي حسن و زينت است ، و به معناي خلقت عادلانه نيز هست ، و وقتي به "حبيكه" يا "حباك" جمع بسته ميشود معنايش طريقه يا طرايق است ، يعني آن خطها و راههايي كه در هنگام وزش باد به روي آب پيدا ميشود .
و معناي آيه بنا بر معناي اول چنين ميشود : به آسمان داراي حسن و زينت سوگند ميخورم .
در اين صورت اين آيه به آيه" انا زينا السماء الدنيا بزينة الكواكب" (الصافات - ۶) شباهت خواهد داشت .
و بنا بر معناي دوم چنين ميشود : به آسمان كه خلقتي معتدل دارد سوگند .
و در اين صورت به آيه" و السماء بنيناها بايد" (الذاریات - ۴۷) شباهت دارد .
و بنا بر معناي سوم چنين ميشود : به آسماني كه داراي خطوط است سوگند .
در اين صورت به آيه" و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق" (المؤمنون - ۱۷) نظر دارد .
و بعيد نيست كه ظهورش در معناي سوم بيشتر باشد ، براي اينكه آنوقت سوگند با جوابش مناسبتر خواهد بود ، چون جواب قسم عبارت است از اختلاف مردم و تشتت آنان در طريقههايي كه دارند .
برای اطلاعات بیشتر : » تفسیر سوره الذاریات آیه 7
الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَارِ ( آل عمران ۱۷)
همانطور که واضح است خداوند در این آیه به پنج خصلت پرهیزکاران اشاره کرده است
۱.صبر در هنگام مشکلات
۲.صداقت
۳.فرمانبرداری از خدا
۴.انفاق از مال حلال
۵.استغفار در سحرگاهان
من میخواهم در مورد وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَارِ توضیحاتی را بنویسم ...
ابا بصیر از امام صادق سوال کرد منظور از وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَارِ چیست؟
فرمودند رسول خدا در نماز وتر خویش ۷۰ مرتبه استغفار میکردند و هر کس بر این
عمل تا یک سال مداومت کند خدا او را از این گروه قرار میدهد.
لقمان به پسر خود می گوید: پسرم از این خروس ناتوان تر مباش که در سحرگاهان
فریاد می کشد تو در بسترت خوابیده ای.
این کلام نکوهشی است برای کسانی که بی خبر و غافلند از دعا و تسبیح پروردگار
در حالیکه حیوانات و نباتات در آن ساعت کارشان دعاست در حالیکه انسان سزاوارتر
است.
نتیجه گیری: سحرگاهان و ساعات آخر شب در آن هنگام که آرامش و صفای خاصی
همه جاراگرفته ودر وقتیکه بی خبران در خواب عمیقی فرورفته اند وغوغاهای جهان
مادی فرونشسته است به یاد خدا به پامی خیزیم و در پیشگاه با عظمتش استغفار
وطلب آمرزش میکنیم .
یادمان باشد دوستان خدا همیشه از عبادتهای آخر شب برای تصفیه روح وحیات قلب
وتقویت اراده و تکمیل اخلاص نیرو گرفته اند
ای مالک!
اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی فردا به آن چشم نگاهش مکن، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی.
...انار را با پیه آن بخورید چرا که معده را پاک میکند.
...خوردن انجیر٬ رسوبات مجاری و رگها را نرم میکند.
ادامه دارد...
مراقب افكارت باش كه گفتارت مي شود.
مراقب گفتارت باش كه رفتارت مي شود.
مراقب رفتارت باش كه عادت مي شود.
مراقب عادتت باش كه شخصيت مي شود.
مراقب شخصيتت باش كه سرنوشت مي شود.
خداست آن که هفت آسمان و همانند آنها زمين بيافريد فرمان او ميان آسمانها و زمين جاری است تا بدانيد که خدا بر هر چيز قادر است و به علم بر همه چيز احاطه دارد
الله الذي خلق سبع سموات و من الأرض مثلهن يتنزل الامر بينهن ... بياني است كه مضمون آيات قبل را كه همانا مساله ربوبيت خداي تعالي و بعثت رسول بود تاكيد ميكند ، ميفرمايد خدايي براي شما رسول فرستاده ، و ذكر نازل كرده ، تا او را اطاعت كنيد و به احكام ذكرش عمل كنيد ، و نيز خدايي شما را تهديد كرده به اينكه اگر تمرد كنيد و مخالفتش نماييد ، حسابي شديد از شما خواهد كشيد و به عذابي اليم دچار خواهد ساخت ، و باز خدايي شما را بشارت داده كه اگر اطاعتش كنيد ، به بهشت جاودانتان خواهد برد ، كه هفت آسمان و هفت زمين را آفريده ، خدايي است قدير و عليم .
مطالبي كه ميتوان در تفسير جمله الله الذي خلق سبع سموات گفت ، در تفسير سوره حم سجده گذشت .
و از ظاهر جمله و من الأرض مثلهن بر ميآيد كه مراد از مثل مثليت عددي است ، يعني همانطور كه آسمان هفت تا است ، زمين هم مثل آن هفت تا است ، حال بايد ديد منظور از هفت تا زمين چيست ؟ در اين باب چند احتمال هست :
اول اينكه بگوييم منظور از هفت تا زمين هفت عدد از كرات آسماني است ، كه ساختمانش از نوع ساختمان زميني است كه ما در آن زندگي ميكنيم .
دوم اينكه بگوييم منظور از آن تنها زمين خود ما است ، كه داراي هفت طبقه است ، كه ( چون طبقات پياز ) رويهم قرار دارند ، و به تمام كره احاطه دارند ، و سادهترين طبقاتش همين طبقه اولي است كه ما روي آن قرار داريم .
سوم اينكه بگوييم منظور از زمينهاي هفتگانه اقليمها و قسمتهاي هفتگانه روي زمين است ، كه ( علماي جغرافي قديم ) بسيط زمين را به هفت قسمت ( و يا قاره ) تقسيم كردهاند اين چند وجه وجوهي است كه هر يك طرفداراني دارد ، و چه بسا با مراجعه به مطالبي كه در تفسير سوره حم سجده گذشت ، بتوان به احتمال چهارم دست يافت .
و چه بسا گفته باشند كه مراد از جمله و من الأرض مثلهن ، اين است كه خداي تعالي از زمين چيزي خلق كرده ، مثل آسمانهاي هفتگانه ، و آن عبارت است از انسان كه موجودي است مركب از ماده زميني ، و روحي آسماني ، كه در آن روح نمونههايي از ملكوت آسماني است .
و از ظاهر جمله يتنزل الامر بينهن ، بر ميآيد كه ضمير در آن به كلمه سموات و ارض هر دو بر ميگردد ، و منظور از كلمه امر همان امر الهي است كه آيه شريفه انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون (يس آیه ۲۸ )تفسيرش كرده ، ميفرمايد امر خدا همان كلمه ايجاد است ، و آن وقت منظور از تنزل امر بين آسمانها و زمين ، شروع كردن به نزول از مصدر امر به طرف آسمانها است كه از يكي به سوي ديگري نازل ميشود تا به عالم ارضي برسد ، تا آنچه خداي عز و جل اراده كرده تكون يابد ، چه اعيان موجودات و چه آثار و چه ارزاق و چه مرگ و زندگي و چه عزت و ذلت و چه غير اينها ، همچنان كه در جاي ديگر قرآن آمده : و أوحي في كل سماء أمرها (سوره فصلت آیه ۱۲)، و نيز فرموده : يدبر الامر من السماء الي الأرض ثم يعرج اليه في يوم كان مقداره الف سنة مما تعدون (سوره السجدة آیه ۵).
بعضي از مفسرين گفتهاند : مراد از امر دستورات شرعي است ، كه ملائكه وحي آنها را از آسمان به سوي رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) وحي ميكنند ، چون رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) در زمين قرار داشت ، ليكن اين مفسرين آيه را بدون هيچ دليلي تخصيص زدهاند و كلمه امر را منحصر در أوامر تشريعي نمودهاند ، علاوه بر اين ، ذيل آيه شريفه كه ميفرمايد : لتعلموا ان الله ... با اين تخصيص نميسازد .
ان الله علي كل شيء قدير و ان الله قد احاط بكل شيء علما - اين قسمت از آيه يكي از نتائج مترتب بر خلقت آسمانهاي هفتگانه و از زمين مثل آن را ذكر ميكند ، و در آن خلقت و امر به خداي تعالي نسبت داده شده و مخصوص آن جناب شده است ، و همينطور هم هست ، چون هيچ متفكري كه در مساله خلقت غور كند ، در اين معنا شكي برايش باقي نميماند كه قدرت خداي تعالي شامل هر چيز و علمش محيط به هر چيز است ، پس بر چنين كسي يعني بر همه خردمندان مؤمن واجب است كه ازمخالفت امر او بپرهيزند ، چون سنت اين خداي قدير عليم بر اين جاري شده كه مطيعان اوامرش را پاداش ، و اهل عتو و استكبار را مجازات فرمايد ، همچنان كه خودش درباره اين سنت فرموده : و كذلك اخذ ربك اذا اخذ القري و هي ظالمة ان اخذه اليم شديد (سوره هود آیه ۱۰۲).
بحث روايتي :
در تفسير قمي در ذيل آيه شريفه و كاين من قرية ، آمده كه : منظور از قريه اهل قريه است .
و در تفسير برهان از ابن بابويه نقل شده كه وي به سند خود از ريان بن صلت از حضرت رضا (عليهالسلام) روايت كرده كه در گفتگويش با مامون فرموده : منظور از ذكر ، رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلّم) ، و ما اهل آن جناب هستيم ، و اين معنا در كتاب خدا هم آمده ، آنجا كه در سوره طلاق فرموده : فاتقوا الله يا اولي الالباب الذين امنوا قد انزل الله اليكم ذكرا رسولا يتلوا عليكم ايات الله مبينات (سوره الطلاق آیه ۱۰) كه در آن منظور از ذكر را رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلّم) دانسته ، پس ذكر ، رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) و ما اهل بيت او هستيم .
و در تفسير قمي است كه پدرم از حسين بن خالد از ابي الحسن رضا (عليهالسلام) برايم حديث كرد كه وي گفت : من به آن جناب عرضه داشتم : مرا از معناي كلام خداي عز و جل آنجا كه ميفرمايد : و السماء ذات الحبك (سورهالذاریات آیه ۷) خبر بده ، فرمود : آسمان محبوك به زمين است ، آنگاه امام انگشتان خود را در هم كرد و فرمود : اينطور محبوك به زمين است ، عرضه داشتم : چطور آسمان محبوك به زمين است ، با اينكه خداي تعالي ميفرمايد : رفع السماوات بغير عمد ترونها (سوره الرعد آیه ۲) - خدا آسمان را بدون ستونهايي كه به چشم شما بيايد بر افراشته ، ( و معلوم است كه از اين آيه بر ميآيد آسمان به زمين تكيه ندارد ، پس چگونه شما ميگوييد آسمان و زمين به هم فرو رفتهاند ؟ ) فرمود : سبحان الله مگر اين خداي سبحان نيست كه ميفرمايد : بدون ستونهايي كه به چشم شما بيايد ؟
عرضه داشتم : بله .
فرمود : پس معلوم ميشود ستونهايي هست ، ولي به چشم شما نميآيد .
عرضه داشتم : خدا مرا فدايت كند ، آن ستونها چگونه است ؟ حسين بن خالد ميگويد : امام (عليه السلام) كف دست چپ خود را باز كرد و دست راست خود را در آن قرار داد و فرمود : اين زمين دنيا است ، و آسمان دنيا بر بالاي زمين قبهاي است ، و زمين دوم بالاي آسمان دنيا ، و آسمان دوم قبهاي است بر بالاي آن ، و زمين سوم بالاي آسمان دوم قرار گرفته ، و آسمان سوم قبهاي است بر بالاي آن ، و زمين چهارم بالاي آسمان سوم است ، و آسمان چهارم بر بالاي آن قبه است ، و زمين پنجم بالاي آسمان چهارم است ، و آسمان پنجم قبهاي است روي آن ، و زمين ششم بر بالاي آسمان پنجم است ، و آسمان ششم قبهاي است روي آن ، و زمين هفتم بالاي آسمان ششم واقع است ، و آسمان هفتم قبهاي است بالاي آن ، و عرش رحمان تبارك و تعالي بر بالاي آسمان هفتم قرار دارد ، و اين كلام خداي تعالي است كه ميفرمايد : الذي خلق سبع سموات و من الأرض مثلهن يتنزل الامر بينهن .
و اما منظور از صاحب امر ، رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلّم) و وصي بعد از رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلّم) است ، كه قائم بر وجه زمين است ، كه امر الهي تنها به سوي او نازل ميشود ، يعني از آسمانهاي هفتگانه و زمينهاي هفتگانه فرود ميآيد .
عرضه داشتم : ما كه بيش از يك زمين زير پاي خود نميبينيم ، فرمود : آري زير پاي ما تنها يك زمين است ، و آن شش زمين ديگر فوق ما قرار دارند .
مؤلف : و از طبرسي از عياشي از حسين بن خالد از حضرت رضا (عليه السلام) نظير اين روايت حكايت شده .
و اين حديث در باب خودش حديثي نادر است ، و با در نظر گرفتن ذيل آن كه سخن از تنزل امر دارد، اين معنا به ذهن نزديكتر ميرسد كه امام خواستهاند از باطن عالم خبر دهند نه از ظاهر آن و خلقت ماديش ، و خدا داناتر است.
« وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » (سوره یس آیه 38)
و خورشيد به [سوى] قرارگاه ويژه خود روان است تقدير آن عزيز دانا اين است.
علم هیئت قدیم معتقد بود که خورشید به دور زمین می گردد ولی با پیشرفت علم و تکنولوژی ثابت شد که زمین به دور خورشید می گردد آنچه پیش از کشف حرکت زمین همه به آن اعتقاد داشتند چرخیدن خورشید به دور زمین بود که عرب به آن دوران می گوید ولی قرآن می گوید : خورشید جریان دارد جریان به معنی حرکت طولی است مانند جریان آب.
این حقیقت بیان شده در قرآن در عصر مدرن و به کمک قوی ترین تلسکوپ ها و ماهواره های تحقیقاتی به اثبات رسیده است و طبق بیان متخصصین خورشید در مداری با سرعت بسیار زیاد 720 هزار کیلومتر در ساعت در حرکت می باشد ، با توجه به این مطلب خورشید در روز فاصله ای معادل 17280،000کیلومتر را طی می کند و همراه با خورشید تمام سیاره های منظومه شمسی نیز در حرکت می باشند و همچنین طبق مطلب بالا تمامی ستاره ها هم دارای این چنین حرکتی می باشند.
برای اطلاعات بیشتر : » تفسیر سوره یس آیه 38