« وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُک . »  (سوره الذاریات آیه 7) 

و سوگند به آسمان که آراسته به ستارگان است .

در جهان تقریباً حدود 200میلیارد کهکشان وجود دارد که هر کدام از این کهکشان ها به طور متوسط دارای 200 میلیارد ستاره می باشند که بیشتر آنها دارای سیاره می باشند که همانند منظومه شمسی به دور ستاره مرکزی در گردش می باشند.  

در تفسیر نمونه نوشته : http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=18395&AyeID=1710

از امام على بن موسى الرضا (عليهماالسلام ) در حديث حسين بن خالد آمده است ، او مى گويد از امام ابى الحسن الرضا (عليهالسلام ) پرسيدم ، اينكه خداوند فرموده و السماء ذات الحبك (سوگند به آسمان كه داراى راههاست ) يعنى چه ، فرمود: اين آسمان راههائى به سوى زمين دارد... حسين بن خالد مى گويد عرض كردم چگونه مى تواند راه ارتباطى با زمين داشته باشد در حالى كه خداوند مى فرمايد آسمانها بيستون است ، امام فرمود: سبحان الله ، اليس الله يقول بغير عمد ترونها؟ قلت بلى ، فقال ثم عمد و لكن لا ترونها: عجيب است ، آيا خداوند نمى فرمايد بدون ستونى كه قابل مشاهده باشد؟ من عرض كردم آرى ، فرمود: پس ستونهائى هست و ليكن شما آنرا نمى بينيد. اين آيه با توجه به حديثى كه در تفسير آن وارد شده است ، پرده از روى يك حقيقت علمى برداشته كه در زمان نزول آيات ، بر كسى آشكار نبود، چرا كه در آن زمان هيئت بطلميوس با قدرت هر چه تمامتر، بر محافل علمى جهان و بر افكار مردم حكومت مى كرد، و طبق آن آسمانها به صورت كراتى تو در تو همانند طبقات پياز روى هم قرار داشتند و طبعا هيچكدام معلق و بيستون نبود، بلكه هر كدام بر ديگرى تكيه داشت ، ولى حدود هزار سال بعد از نزول اين آيات ، علم و دانش بشر به اينجا رسيد كه افلاك پوست پيازى ، به كلى موهوم است و آنچه واقعيت دارد، اين است كه كرات آسمان هر كدام در مدار و جايگاه خود، معلق و ثابتند، بى آنكه تكيه گاهى داشته باشند، و تنها چيزى كه آنها را در جاى خود ثابت ميدارد، تعادل قوه جاذبه و دافعه است كه يكى ارتباط با جرم اين كرات دارد و ديگرى مربوط به حركت آنهاست . اين تعادل جاذبه و دافعه به صورت يك ستون نامرئى ، كرات آسمان را در جاى خود نگه داشته است . حديثى كه از امير مؤ منان على (عليهالسلام ) در اين زمينه نقل شده بسيار جالب است ، طبق اين حديث امام فرمود: هذه النجوم التى فى السماء مدائن مثل المدائن الذى فى الارض مربوطة كل مدينة الى عمود من نور. : ((اين ستارگانى كه در آسمانند، شهرهائى هستند همچون شهرهاى روى زمين كه هر شهرى با شهر ديگر (هر ستاره اى با ستاره ديگر) با ستونى از نور مربوط است )). آيا تعبيرى روشن تر و رساتر از ستون نامرئى يا ستونى از نور در افق ادبيات آن روز براى ذكر امواج جاذبه و تعادل آن با نيروى دافعه پيدا مى شد؟

در تفسیر المیزان نوشته :

http://www.andisheqom.com/Files/quranshenasi.php?idVeiw=27959&level=4&subid=27959

كلمه حبك به معناي حسن و زينت است ، و به معناي خلقت عادلانه نيز هست ، و وقتي به "حبيكه" يا "حباك" جمع بسته مي‏شود معنايش طريقه يا طرايق است ، يعني آن خطها و راههايي كه در هنگام وزش باد به روي آب پيدا مي‏شود .
و معناي آيه بنا بر معناي اول چنين مي‏شود : به آسمان داراي حسن و زينت سوگند مي‏خورم .
در اين صورت اين آيه به آيه" انا زينا السماء الدنيا بزينة الكواكب" (الصافات - ۶) شباهت خواهد داشت .
و بنا بر معناي دوم چنين مي‏شود : به آسمان كه خلقتي معتدل دارد سوگند .
و در اين صورت به آيه" و السماء بنيناها بايد" (الذاریات - ۴۷) شباهت دارد .
و بنا بر معناي سوم چنين مي‏شود : به آسماني كه داراي خطوط است سوگند .
در اين صورت به آيه" و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق" (المؤمنون - ۱۷) نظر دارد .
و بعيد نيست كه ظهورش در معناي سوم بيشتر باشد ، براي اينكه آنوقت سوگند با جوابش مناسب‏تر خواهد بود ، چون جواب قسم عبارت است از اختلاف مردم و تشتت آنان در طريقه‏هايي كه دارند .

برای اطلاعات بیشتر :  »     تفسیر سوره الذاریات آیه 7